شیر مرغ تا جون آدمی زاد

جوک های توپ و با حال

 

برید به ادامه مطلب


به ترکه میکن راسته که ترک خره میکه والا یه جیزهایی میکن ولی ما زیر بار نمیریم.

یک روز یک شاگرد از معلم علوم می پرسه آقا جگر پا داره؟ معلم می گه نه. پسره می گه پس چرا دیشب بابام گفت جگرم پاهات رو ببر بالا ؟؟؟؟؟؟

سه تا دیوانه هم اتاقی بودن - یک روز خبر آوردن که دوتاشون بالا پایین می پرن و میگن که ما سیب زمینی هستیم و داریم تو روغن سرخ میشیم و سومی ساکت نشسته ! رییس بیمارستان هم طبق معمول رفت که این دیوونه رو مرخص کنه. پرسید تو چرا با دوستات نیستی ؟ اون هم گفت : آخه من کف ماهیتابه چسبیدم

یه نفر فیلم جنگی میدیده، تموم که میشه سینه خیز میره تلویزیونو خواموش کنه

یکی میره دزدی ، صاحب خونه پا میشه میگه کیه اون جا ؟ میگه : هیچکی ، گربست ، بعععععع

یه روز یه مرده شکر می خره برای اینکه مورچه نخوره روش می نویسه نمک

به یه نفر میگن: شما در روز چقدر نون میخورید؟ میگه: صبح دوتا لواش، ظهر دو تا تافتون ، بعد از ظهر چهار تا سنگک ، شب هم سه‌تا باگت ! میگن: پس نون بربری چی ؟ میگه: پس فکر کردی اینها را لای چی میگذاریم میخوریم؟

توی یه شهری سینما فیلم شام آخر میگذارد مردم با قابلمه میرن

یک روز یه نفر یه اسکناس هزار تومنی میبینه ، ورش میداره ، بعد پرتش میکنه میگه : اه ما که از این شانس ها نداریم.

یه نفره کلاس رقص باز میکنه بعد از یه مدتی ور شکسته میشه میرن تحقیق میکنن میبینن وسط کلاس رقص جو میگرفتتش شا باش میداده

به یکی می گن با توله سگ جمله بساز می گه: طولِ سگ ضرب درعرض سگ می شه مساحت سگ

 

 

ترکه در حال مرگ بوده ، پسراشو جمع میکنه دورش که نصیحتشون کنه! به نوکرش میگه نفری یه دسته بیل بده دست پسرا! به پسرا میگه بشکونیدش! همه دسته بیل ها رو میشکونن! به نوکرش میگه حالا نفری 2 تا بیل بده! بچه هاش 2 تا رو هم میشکونن! همین طور پیش میرن تا میرسن به جایی که هر کدوم دو جین بیل رو یه جا میشکونن! ترکه عصبانی میشه! داد میزنه: حیف که خرید وگرنه نصیحتتون میکردم! برین گم شین

 

 

یه نفر تو اتوبوس کنار ترکه نشسته بود، میبینه ترکه داره میلرزه! میپرسه چرا میلرزی ترکه میگه: دارم می گوزم! می پرسه پس چرا صدا نداره میگه: گذاشتم رو ویبره!!!!!!!!!!!!!

اصفهانیه داشته چای میخورده یه پشه ای میاد میشینه روی چاییش اصفهانیه میگیرتش و بهش میگه تفش کن تفش کن...

ترکه میره چلو کبابی گارسون میاد میگه: چی میل دارین ترکه میگه: یه پرس چلو کباب گارسونه میگه با کمال میل ترکه میگه : نه با سماغ و دوغ!!!

ترکه از جهنم میره دم در بهشت میگه یه کاسه یخ بدین میگن برو یخ نداریم! میگه باشه ولی فردا صبح دنبال آب جوش نیاین!!!

شباهت لر با لامپ: هر دو دورشون مگس جمع میشه

 

ترکه شاکی میره ثبت‌احوال، میگه: آقا این اسم من خیلی ضایست، باید حتماٌ عوضش کنم. کارمنده ازش میپرسه، مگه اسمتون چیه؟ ترکه میگه: اصغرِ ان‌چهره! کارمنده میگه: آره خوب حق دارید، باید حتماً عوضش کنید. حالا چه اسمی میخواید بگذارید؟ ترکه میگه: اکبرِ ان‌چهره!

 

به ترکه میگن بچت رو بیشتر دوست داری یا نون بربری رو. میگه تورو خدا منو سر دوراهی نگذارید

 

 

 

اصفهانی موز میخره تا یک هفته دستشویی نمیره

رکه کیف سامسونت میخره !! همه می فهمن ترکه .اگه کفتید از کجا می فهمن ترکه !! کیف رو می ذاشته تو زنبیل

 

از ترکه می‌پرسن: بلدی پیانو بزنی؟! میگه: نه. ولی یه داداش دارم... اونم نه!


بین یه تهرونی ، رشتی و ترکه مسابقه میزارن که هرکی هر حیوونی رو دید واسش یه شعر بخونه تهرونیه کلاغ میبینه ، میخونه : کلاغ دم سیاه قار قارو سرکن ... رشتیه کفتر میبینه ، میخونه : کفتر کاکل به سر های های ... ترکه میگرده هیچ حیونی رو نمیبینه! یه دفعه یه کره خر میبینه ذوق میکنه میگه : چشات و واکن ببین .. ببین که بابا اومده

 

 

 

 

ترکه سوار تاکسی بوده موقعی که میخواسته پیاده بشه راننده بهش میگه: آقا ازون در پیاده شو این ور زن و بچه نشسته.
ترکه میگه نه و هی زنه رو هل میده که پیاده شه.
راننده شاکی میشه میگه: آقا ازون طرف پیاده شو.
ترکه میگه: ایلده کفشامو موقع سوار شدن اونور در آوردم !

یه روز بارونی یک راننده کامیون که ترک بود53 نفر رو توی یک حادثه می کشه . سروان اداره رانندگی ازش ماجرا رو می پرسه ؟
-
والا .. جناب سروان .. ما داشتیم رانندیگی می کردیم که یهو یکی از چرخها ترکید و کنترل کامیون از دستم خارج شد . تو جاده ای که می رفتیم دیدیم 50 نفر اینور خیابون ایستادن و 3 نفرم اونور .. با خودمون گفتیم 3 نفر بمیرن بهتره تا 50 نفر . برای همین فرمون رو انوری گرفتیم .
-
آخه مرد حسابی .. پس چه جوری 53 نفر مردن ؟؟؟!!!
-
راستش .... داشتیم به طرف اون 3 نفر میرفتیم.. دو تاشون از ترس مردن ولی یهو یکیشون به اون سمت خیابون فرار کرد

یه روز یه ترکه رو میگیرند میبرند کلانتری .
ترکه میگه منو واسه چی گرفتید ؟
جناب سروان میگه :
واسه عرق خوری .
ترکه میگه :
پس چرا نمیارید بخوریم

پیرزنه تو اوتوبوس هی میگفته نی نای نی نای نی نای نای ، همه هم دست میزدن -براش بعد یهو دست میکنه تو کیفش دندوناشو در میاره میگه نیاوران نیگه دار

ترکه به زنش میگه نمی دونم چرا چند شبه که وقتی میرم دستشویی چراغش خود بخود روشن میشه!؟ زنش میگه: خاک بر سرت غضنفر ! ایلده دوباره رفتی تو یخچال کثافت کاری کردی

یه روز یه ترکه تو اتاقش عکسه یه گوره خره رو زده.ازش میپرسن این عکسه کیه؟میگه این عکس بابامه موقعی که تو یوونتوس بازی میکرد


سیب زمینی پدرش فوت میکنه بعد از چهل روز به کیوی تبدیل میشه

به ترکه میگن با بالش جمله بساز ، میگه یه بار رفتم شکار پرنده با تیر زدم تو بالش. بهش میگن نه با اون بالش جمله بساز.میگه آها یه بار رفتم شکار پرنده زدم تو او بالش.بهش میگن ااااه اصلاً با بالش نمیخواد با تشک جمله بساز ، میگه یه بار رفتم شکار پرنده توشک موندم بزنم توی این بالش یا اون بالش!!!

ترکه میره دکتر، میگه: آقای دکتر من دچار فراموشی شدم. دکتره میپرسه: چند وقته؟ ترکه یکم فکر میکنه، میگه: چی چند وقته؟

ترکه توی جبهه بوده- یه نارنجک میندازن جلوی پاش میترکه -بعد از ترس می شاشه..! به دوستش میگه: اصغر خون چه رنگیه
اگه زرده من مجروح شدم

یه روز یه تهرونی نشته بود تو اتوبوس هی می رفت به در گوش راننده یه چیزهای می گفت و راننده عصبانی میشد آخر یه نفر از اون پشت میاد میگه آقا این چی در گوشت می گه راننده می گه هیچی بابا هی میاد به من میگه که اتوبوس چپش کن ما بخندیم

یه روز یه هویج با مامانش میره بیرون وسط راه به ماماش میگه مامان مامان من اب هویج دارم

اصفهانیه موز میخوره پوستش رو می زاره لای دفتر خاطراتش!

اصفهانیه در حال مرگ بوده از زنش می پرسه محمد کجاست ؟ زنش میگه : همین جا کنارت نشسته . میگه علی کجاست ؟ زنش میگه اونطرفت نشسته . میگه حامد کجاست ؟ میگه اونم همین جاست . یهو داد می زنه پس برای چی چراغ اون اتاق بی خودی روشنه

ترکه میره حمام با خودش خودکار میبره میگن خودکار برای چیه؟ میگه میخوام هر جا مو میشورم علامت بزنم یادم نره

ترکه میره پارتی فرداش دوستش میگه دیشب خوش گذشت؟میگه آره خیلی باحال بود من را هم خیلی تحویل گرفتن اسم یه گل هم روم گذاشته بودن هی می گفتن اسگل باید برقصه اسگل باید برقصه.

ترکه می میره اون دنیا ازش می پرسند چرا مردی . می گه داشتم شیر می خوردم . می گن خب پس شیره فاسد بوده می گه نه گاوه نشست زمین

ه ترکه میگن یه آگهی تبلیغاتی در موردخمیردندان پونه بگو میگه خمیر دندون پونه چشما نمیسوزونه

ترکه تو خیابون داشت راه می رفت یه هو یه ماشین بهش میزنه بلند میشه میگه : حالا من هیچی اگه یه آدم بود چی؟

به ترکه میگن حج خوش گذشت ترکه گفت :خیلی سنگ خوردم ولی بالاخره بوسیدمش

یه جایی جشن بوده، ترکه همینجوری میره تو و شروع میکنه به رقصیدن و بخور بخور. یکی ازش میپرسه: ببخشید! شما رو کی دعوت کرده؟ ترکه میگه: من از خونواده عروسم. یارو میگه: ببخشید، ولی اینجا جشن تولده!

به ترکه میگن کامپیوتر بلدی ؟ میگه: ای... تا حدودی. میگن خوب حالا کامپیوترو روشن کن ! میگه: اوووووه نه تا این حد!!

از ترکه که رشته ی دامپزشکی قبول شده بود پرسیدند: رشته ی شما چیه؟ ترکه اومد کلاس بزاره ،گفت: رشته ی دامپیوتر با گرایش پشم افزار!!!

ترکه می ره خواستگاری اسم دختره پروانه بوده ولی ترکه قاط زده بود بهش می گفته آهو خانم.خلاصه دختر چای می یاره ترکه می گه دست شما درد نکنه آهو خانم دختره شاکی می شه می گه اسم من پروانست .ترکه می گه ای بابا فرقی نمی کنه حیوون حیوونه دیگه

ترکه از کیوسک تلفن می آد بیرون، یکی ازش می پرسه سالمه، میگه آره فقط آفتابه نداره

ترکه میره توالت میگوزه وقتی میاد بیرون میبینه چهار تا دختر دارن نگاهش میکنن برای اینکه ضایع نشه میگه ببین چه مردمی پیدا میشن میگوزن آب نمیریزن بره

ترکه ساعت می خره بلد نیست بخونه یه نفرساعت می پرسه ترکه ساعتش رو نگاه میکنه میگه بدوبدو دیرت شده

 

 

 

 

ترکه می ره سیرک، میبینه که مرد مرتاض دهن سوسمار را باز کرده و آلتش را در دهان سوسماره می گذاره و دهن سوسمار را می بنده و وقتی که دهن سوسمار را باز می کنه، همه می بینن که آلت مرتاض سالم مونده. مرتاض به مردم می گه : کی میتونه این کار رابکنه؟ ترکه می گه : "من" ولی من دهنم به اندازه سوسماره باز نمی شه!!!

رکه با صورت باند پیچیده میاد تو خیابون. رفیقش میگه چرا اینقدر به صورتت باند پیچیدی.ترکه میگه داشتم اتو میکردم تلفن زنگ زد بجای گوشی تلفن اتو رو گزاشتم دم گوشم.رفیقش میگه پس اونور صورتت چی شده.ترکه میگه تا اتو رو گزاشتم زمین تلفن دو باره زنگ زد

یک روز یه ترکه میره نارنگی بخره اسم نارنگی یادش نمی یاد بعد می گه آقا به من 2کیلو پرتقال کم باد

در تبریز به مناسبت میلاد حضرت علی هر کس اسمش میلاد بوده بهش جایزه میدن!!!!!!

به ترکه میگن اگه تو دریا کوسه دنبالت کنه چیکار میکنى میگه میرم رو درخت !میگن تو دریا درخت نیست!میگه مجبورم _ مجبورم میدونی

 

 

 

 

یک روز ترکه به پزشک مراجعه می کنه ، می گه من انگل دارم دکتر برای دیدن انگل با چراغ قوه به کونش نگاه میکند ترکه گوز میکند دکتر میگوید چرا گوزیدی بی ادب ، می گه تو مرام ما نیست که کسی برای ما چراغ بزند وما بوق نزنیم

 

 

 

 

ترکه یه زن ... را بلند می کنه. در همین موقع کمیته از راه می رسه واز ترکه می پرسه: این خانم با شما چه نسبتی دارند؟ ترکه با قیافه حق به جانبی می گه: هیچی دوستیم.کمیته ای به او می گه : بپر بالا. آبجی شمام برو بالا. ترکه می گه : ایشون آبجیته؟.جنده است ها !!!

ترکه میره جنگ فرداش برمیگرده بهش میگن چرا این قدر زود برگشتی میگه بابا اینا خیلی خرن تفنگ بازی میکنن به قصد کشت

یه روز آدم خوارها ترک رو می ندازنش تو دیگ آب جوش میبینند ترکه داره میخنده میان چرا میخندی میگه ریدم تو آشتون

یه ژاپنی 25 سال عمرشو هدر میده تا غذا خوردن با قاشق رو به یه مورچه یاد میده بعد میره میدون شهرش تا مورچه شو نشون بده ، مردم هم جمع میشن یهو یه ترکه ازراه میرسه و مورچه رو له میکنه و میگه خدا مرگتون بده مورچه هم ترس داشت

 

 

 

ترکه میره مغازه جوراب فروشی میگه آقا جوراب می

                                خواستم مغازه دار میگه مردونه؟ ترکه دستش رو می

                                بره جلو با یارو دست میده میگه : مردونه!

 

 

 

 

جورج بوش گفته بطور حتم 3 نقطه از قم هدف حمله موشکی ما قرار خواهد

            گرفت...

            .لره میگه: چرت میگه، چون قم 2 تا نقطه بیشتر نداره

            ترکه میگه جفتتون زر می زنید چون "گم" اصلا نقطه نداره.

 

******************************

 

ترکه داشته از جلوی سینمای اردبیل رد می شده اسم

                                فیلم رو نگاه می کنه می گه اینجا قبلا یه سینما

                                بود که اینم شد خوابگاه دختران!

 

 

 

 

 

                                به غضنفر می گن: با " ارتش کوفه " جمله بساز می گه

                                : عرط شکوفه داری...مثل گل بهاری

 

 

                

 

یه پیرزن خودشو تو آینه می بینه می گه آینه هم آینه های قدیم!

 

 

به حیف نون می گن: اگه دنیا رو بهت بدن چی کار می کنی؟ می گه: خفه شو!

            من خودم زن دارم

 

 

 

 

 

            آلبوم جدید شجریان :

            1- صاحبدلان باید برقصن

            2- ساقی تو دیگه کی هستی

            3- مرغ سحر (ریمیکس)

            4- هی نگار کجا کجا

            5- غم مخور فدای سرت

            6-ستارمو با خودت نبر

 

 

 

 

 

            خبرنگار از حیف نون می پرسه نظر شما درباره آسفالت این کوچه چیه؟

            حیف نون میگه: به نام خدا و با عرض سلام خدمت دست اندرکاران صدا وسیما

            و با عرض سلام ویژه خدمت مقام معظم رهبری و خانواده معظم شهدا و

            جانبازان و ایثارگران، من بچه این محل نیستم!

 

 

 

 

            یه آمریکاییه می خواد حال اردبیلیه رو بگیره میبرتش امریکا بهش میگه

            زمین رو بکن اونم می کنه. بعد از ده متر کندن میرسن به یه سیم.

            امریکاییه میگه این یعنی ما صد سال پیش تلفن داشتیم.

            ترکه میگه حالا تو بیا بریم اردبیل. اونجا بهش یه بیل میده میگه بکن صد

            متر می کنن به هیچی نمیرسن ترکه میگه این یعنی ما صد سال پیش موبایل

            داشتیم

 

 

 

یه نفر داشته توی دریا غرق می شده، بلند بلند داد می زده: کمک! من شنا

            بلد نیستم! حیف نون داشته رد می شده. میگه: حالا من تنیس بلد نیستم،

            باید داد بزنم؟

 

 

            دو تا اصفهانی دراز کشیده بودند یکیشون داشته خمیازه می کشیده اون یکی

            میگه داداش تا دهنت بازه لطفا این اصغر ما رو هم صدا بزن!

 

حیف نون می خواسته خودکشی کنه می ره تو گلدون می گه به من آب ندین!

 

 

حیف نون یه سگ فلج داشته، هر وقت دزد میومده، سگه رو می گذاشته توی

            فرغون و دنبال دزده می‌دویده!

 

 

 

 

به حیف نون میگن با جیش جمله بساز میگه علی با آبجیش رفت سینما. می گن

            خره منظورمون شاش بود: می گه خب با داداشاش رفت!

 

 

 

            یه روز یه اصفهانیه داشته روی خودش آب یخ می ریخته. یکی می بیندش و ازش

            می پرسه چرا همچین کاری می کنی؟ میگه می خوام سرما بخورم. یارو میگه

            چرا؟ میگه آخه یه پنی سیلین تو خونه دارم داره تاریخ مصرفش می گذره!

 

 

میگن توی اصفهان همه کاندیداها برای اینکه صرفه جویی کنن پوستر

            تبلیغاتی چاپ نکرده بودن هر روز از یه درختی آویزون می شدن!

 

 

 

سره سفره عقد عروس بله نمی گفته. داماد یکم فکر میکنه و با صدای بلند

            می گه: عمو زنجیر باف!

 

 

 

            یه مار با یک زرافه اذدواج می کنند بچشون غورباغه می شه.

            می دونید چرا؟ چون بچه دار نمی شدن، از پرورشگاه بچه آوردند!

 

 

 

            تو شهر حیف نون اینا (!) برای دوشیدن شیر گاو 30 نفر لازمه. یک نفر سر

            پستونای گاو را می گیره و 29 نفر گاو رو بالا و پایین می کنن!

 

 

 

            یه اکیپی میرن کوه نوردی شب خواب بودن دیدن یکی داد می زنه جرج جرج...

            میگن: ما اینجا جرج نداریم که! خلاصه می خوابن صبح پا می شن میبینن ترک

            رو گرگ خورده!!!

 

 

 

            حیف نون توی اتوبوس پر جمعیت پیله کرده بود به راننده و در گوش راننده

            حرف می زد. راننده مرتب بهش می گفت: برو بشین سر جات. آخرش مسافرها به

            راننده می گن: آقای راننده به حرفش گوش کن شاید کاری داره. راننده می

            گه: نه بابا اومده به من می گه: چپ کن یه کم بخندیم!

 

 

 

            یه بنده خدا تو سخنرانی داشته جنگ ایران- عراق رو با دوره حضرت محمد(ص)

            مقایسه می کرده:

            سربازان ما همانند سربازان صدر اسلام نترس بودند

            فرماندهان ما همانند فرماندهان آن دوره شجاع و متدین بودند

            خلبانان ما هم همانند خلبانان دوره پیامبر...بهش میگن بابا دوره پیامبر

            که خلبان نبوده

            بلند جواب میده پس جعفر طیار چه بود؟!!

 

 

 

 

            یه روز 3 تا لاک پشت میرن سفر و با خودشون چند تا نوشابه هم ورمی دارن

            تا وقتی رسیدن بخورن. 25 سال طول می کشه تا برسن. وقتی میرسن یادشون

            میفته که با خودشون استکان نبردن. یکیشون داوطلب میشه که بره استکانا

            رو بیاره ولی میگه باید قول بدین که تنهایی نخورین ها. دوستاشم قول

            میدن که نخورن. یه 50 سالی می گذره دوستاش میگن بابا این نیومد بیا

            نوشابه ها رو بخوریم. تا درنوشابه رو باز می کنن یهو لاک پشته از لای

            سنگها میاد بیرون میگه نامردا! نگفتم اگه برم می خورین؟!

 

 

یه حیف نان میره تهران میبینه همه استین کوتاه پشیدن میگه پس اینا

            چجوری دماغشونو پاک می کنن

 

 

 

            یک ژاپنی بعد از 15 سال به یک مورچه یاد میده که با چوب غذا بخوره بد

            اون رو میاره تو میدان تا به مردم نشان بده مردم هم دور تادور میایستن

            تا نگاه کنند حیف نان داشته از اونجا رد می شده می بینه همه عقب

            وایستادن و یک مورچه هم اون وسط هست میره باپا مورچه رو له میکنه میگه

            اخه مورچه هم ترس داره

 

 

حیف نان می ره استادیوم جای اینکه فوتبال نگاه کنه مرتب بالا سرشو با

            تعجب نگاه می کرده. بهش می گن چرا فوتبال نگاه نمی کنی؟ می گه: دنبال

            کلمه زنده می گردم

 

 

به حیف نان می گن اذون بگو: می گه همه چیز با یک نگاه شروع شد.

 

 

 

 

            .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..::

            .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::....::::--.::::--:..::

            .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..::

            .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::....::::..::

            .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::- جوک برای نابینایان

 

 

 

 

            حیف نان با پسرش بانک می زنن و فرار می کنن میرن داخل یه استادیوم شروع

            می کنن دور زمین فوتبال دویدن، بعد از دو دور پلیس می رسه، پسره میگه:

            بابا پلیس‌ها رسیدن چی کار کنیم؟ حیف نان میگه: نگران نباش اونا هنوز

            دو دور عقبن.

 

 

            حیف نان میره خواستگاری دختر رو می بینه ازش خوشش نمیاد میگه: ما می

            ریم یه دوری می زنیم بر می گردیم

 

یه نفر توی دستشویی می میره، روی قبرش می نویسن: این گل پرپر شده مال

            رشته، رفته بشاشه دیگه برنگشته.

 

حیف نان سوار سمند می شه، صدای یه زن میاد که می گه: درب خودرو باز

            است. حیف نان درو می بنده می گه: بستم. حالا هر جا قایم شدی بیا بیرون

            جیگر!

 

 

            از حیف نان می پرسن: وقتی حضرت یونس رفت تو دهن نهنگ چی شد؟ می گه

            هیچی، یه سازمانی تسکیل شد به نام سازمان یونسکو!

 

 

            تست روان شناسی شخصیت

            خیاروهلو و سیب جلوی شماست. بین این 3 میوه کدام را انتخاب می کنید؟

            (تمرکز کنید و جواب را در ذهن خود نگه دارید. حال ویژگیهای شخصیّت خود

            را مطابق جوابتان بیابید)

            جواب:

            اگر هلو را انتخاب کردید مشخص می شود شما فردی هستید که هلو دوست دارد!

            اگر سیب را انتخاب کردید مشخص می شود شما فردی هستید که سیب دوست دارد!

            اگر خیار را انتخاب کردید مشخص می شود شما فردی هستید که خیار دوست

            دارد!

 

ترکه با رشتیه دعواش می شه.یه چک می خوابونه زیر گوشش!
رشتیه هم غیرتی می شه و می گه یا پنج تن )).بعد ترکه رو بلند می کنه و می کوبه زمین!
ترکه پا می شه و می گه: این خیلی نا مردیه! ۶ نفر به یه نفر!!!

 

 

طرف توحمام داشته میزده میخونده میرقصیده زنش میگه چه خبره خونه رو سرت گذاشتی میگه خودم رو دارم باصابون عروس میشورم


+   نعمتی ; ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٥ اسفند ،۱۳۸۸

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir